جوزافا باريارو / آمبروزيو كنتارينى / كاترينو زنو / آنجوللو / وينچنتو دالساندرى ( مترجم : منوچهر اميرى )
39
سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى )
به تو تحويل مىدهد . بارها گواه بودهام كه مالفروشان آنقدر اسب داشتهاند كه دشتى پهناور را بپوشاند . در اين سرزمين اسبان بسيار خوب ، كم است . زيرا اسبان اينجا خرداندامند و بزرگشكم و عليق نمىخورند . چون آنها را به ايران مىبرند بالاترين ستايشى كه از آنها بتوان كرد اينست كه به خوردن عليق خو كردهاند و تا خوب نخورند كارى از پيش نمىبرند . دومين چارپاى اين سرزمين گاو است ، گاوهايى كه بسيار خوب و بزرگند . چنان فراوان كه به كشتارگاههاى ايتاليا از طريق لهستان يا گاهى از راه والاشى و ترانسيلوانى و آلمان راه جستهاند . سومين چارپاى اين سرزمين شتر دوكوهانه است ، كه بزرگاندامند و در سختيها پايدار ، و بسيارى از آنها را به ايران مىآورند و هريك را به بيست دوكات مىفروشند . شتران يككوهانه را كه خرداندامترند به ده دوكات مىفروشند . چهارمين حيوان اين سرزمين گوسفند است كه شگفتانگيز و بزرگاندام است با پاهاى دراز و پشم بلند و دنبهء بزرگ . هر يك به بهاى دوازده دوكات . ديدهام كه دنبهء بعضى از اين گوسفندان زنده را از بزرگى بر چرخى نهادهاند . اين دنبهها را با گوشت مىخورند و از آن روغن درست مىكنند و مزهء آن در دهان ناخوشايند نيست . اميد ندارم كه كسى اين منظرهاى را كه مىگويم بشنود و باور كند . زيرا چه بسا كه بپرسند چگونه مىشود كه اين همه مردم هر روزشان را در سفر بگذرانند ! آنچه مىخورند از كجا مىآيد و آن را در كجا بدست مىآورند ؟ به اين پرسشها من كه گواه زندگى آنان بودهام چنين پاسخ مىدهم . در حدود فوريه در سراسر اردو اعلام مىكنند كه هركس كشاورز است آماده باشد كه در ماه مارس در فلانجا بايد كشت كند . در روز معين در آن ماه بايد همه به آن محل بروند . چون اين امر اعلام شد آنان كه خيال كشت و كار دارند خود را آماده مىكنند و با موافقت يكديگر تخمها را در گاريها بار مىكنند « 1 » و نيز مواشى و احشامى كه لازم دارند و همچنين زنان و فرزندانشان را يا بعضى از آنان را . سپس به محل معهود مىروند كه معمولا از دو روز راه از جايگاهى كه چادر آنجا زده شده دور تر نيست . در آنجا مىكارند و توقف مىكنند تا كار خويش را بپايان برسانند . آنگاه به اردو بازمىگردند .
--> ( 1 ) . در والاشى روستائيان با گارى به مسافتى دور از ده مىروند ، آنجا كه از آب دور است و زمين را مىكارند و بار ديگر بازمىگردند تا همه باهم محصول را بردارند .